داستان کوتاه تاریخی پارمیس

داستان کوتاه تاریخی پارمیس

 

 پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود .

 فرمانروا با خنده به او گفت: نگهداری و پرورش آن

 چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . 

می گویند وقتی سپـاه پیروز ایــران از جنگ باز گشت

کورش تنها سوغاتی را کـه با خـود به همراه آورده بود

چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود .

این داستان نشان می دهد کورش پادشاه ایران دلی

سرشار از مهر در سینه داشت.

می گویند سال ها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند

آن ها نخستین سربازان سپاه ایـران بودند که از دیوارهای آتن

گذشته و وارد پایتخت یـونان شـدند. نـکته جالب آن است که

یکی از آن چـهار کـودک دخـتر بـود و نامـش پارمیس که از

 

نام دختر ارشد کورش بزرگ اقتباس شده بود .


نظرات شما عزیزان:

فرشته
ساعت9:47---17 بهمن 1393
مثل همیشه جالب وقشنگ .


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ پنج شنبه 16 بهمن 1393برچسب:, ] [ 21:55 ] [ ❉دبیرمطالعات❉ ]
[ ]